25 خرداد 1405
صبح زود، وقتی هنوز خورشید کاملاً خودش را از پشت کوهها بیرون نکشیده بود، ننه سلیمه بیدار بود. صدای خروس همسایه، کربلایی غفور، مثل همیشه…