شهردار چاف و چمخاله، با تشکر از عملکرد حرفهای واحدهای استانی، از افزایش چشمگیر اعتبارات عمرانی شهر، اجرای پروژههای زیباسازی بیسابقه و پیشرفت مذاکرات برای جذب سرمایهگذاری کلان در این شهرستان خبر داد.
درک احساس ناامیدی و بیاعتمادی همه مردم چاف نسبت به وعدههای مسئولین کاملاً قابل درک است. وقتی مردم سالها شاهد تکرار وعدههایی هستند که نمود عینی در زندگی روزمره آنها پیدا نمیکند، طبیعی است که چنین اخباری را صرفاً «شعار» تلقی کنند.
دلایل متعددی وجود دارد که چرا این چرخه «وعده دادن و عمل نکردن» یا «احساس عدم تغییر» در شهرهایی مانند چاف و چمخاله (و بسیاری نقاط دیگر) تکرار میشود. این دلایل را میتوان به چند دسته کلی تقسیم کرد:
۱. مشکلات ساختاری و بودجهای
- وابستگی به بودجههای قطرهچکانی: بسیاری از شهرداریهای کوچک برخلاف ادعای «افزایش چشمگیر اعتبارات»، همچنان برای تأمین هزینههای جاری (مثل حقوق کارمندان) با مشکل مواجهاند. بودجههای عمرانی اغلب روی کاغذ تصویب میشوند اما تخصیص (پول نقد واقعی) پیدا نمیکنند.
- تورم و گرانی مصالح: پروژهای که امروز با ۱ میلیارد تومان برآورد میشود، ممکن است سال آینده به ۳ میلیارد تومان برسد. این تورم باعث میشود پروژهها نیمهکاره رها شوند یا بسیار کند پیش بروند.
۲. سوءمدیریت و عدم شفافیت
- پروژههای نمایشی به جای زیربنایی: مدیران اغلب تمایل دارند پروژههایی را اجرا کنند که «دیده شوند» (مثل رنگآمیزی جدول، چراغانی یا المانهای شهری) که تحت عنوان زیباسازی مطرح میشود. اما مشکلات اساسی مثل فاضلاب، آسفالت محلات فقیرنشین یا زیرساختهای گردشگری پایدار نادیده گرفته میشوند چون زمانبر هستند و کمتر به چشم میآیند.
- عدم پیوستگی مدیریت: با تغییر شوراها و شهرداران، اولویتها تغییر میکند. شهردار جدید ممکن است پروژههای شهردار قبلی را متوقف کند تا پروژه جدیدی را با نام خود شروع کند. این باعث هدررفت منابع و تکرار وعدهها میشود.
۳. موانع جذب سرمایهگذار
شهردار از «مذاکرات برای جذب سرمایهگذاری» صحبت کرده است، اما چرا این سرمایهگذاریها اغلب محقق نمیشوند؟
- بوروکراسی اداری پیچیده: سرمایهگذار وقتی با کاغذبازیهای عجیب، مجوزهای متعدد و تغییر قوانین مواجه میشود، عطای سرمایهگذاری را به لقایش میبخشد.
- مشکلات حقوقی اراضی: در مناطق ساحلی شمال، بسیاری از زمینها مشکلات سند، تداخل با منابع طبیعی یا حریم دریا دارند که مانع بزرگی برای پروژههای کلان است.
- عدم ثبات اقتصادی: سرمایهگذار نیاز به امنیت دارد. وقتی افق اقتصادی کشور روشن نیست، سرمایهگذار ترجیح میدهد ریسک نکند.
۴. ضعف در نظارت مردمی و رسانهای
- فقدان پاسخگویی: وقتی رسانههای محلی یا نهادهای نظارتی (مثل شورای شهر) به اندازه کافی قدرتمند نباشند تا جزئیات دقیق بودجه و پیشرفت فیزیکی پروژهها را مطالبه کنند، مسئولین میتوانند با کلیگویی (مثل همین خبر: “افزایش چشمگیر”، “بیسابقه”) از پاسخگویی فرار کنند.
- حافظه تاریخی کوتاه مدت: وعدهها داده میشوند و فراموش میشوند. چون سیستم ثبت و پیگیری دقیقی وجود ندارد که مثلاً بگوید: «آقای شهردار، شما دو سال پیش گفتید پروژه X تمام میشود، چرا نشد؟»
۵. نگاه تبلیغاتی به جای کارشناسی
بسیاری از این اخبار صرفاً مصرف داخلی برای حفظ جایگاه مدیران دارد. استفاده از کلماتی مانند «بیسابقه»، «چشمگیر» و «کلان» تکنیکهای رسانهای برای بزرگنمایی کارهای معمولی است تا رضایت مقامات بالادستی جلب شود، نه رضایت مردم.
احساس همه ما ناشی از شکاف عمیق بین «واقعیت کف خیابان» و «گزارشهای پشت میز» است. تا زمانی که شفافیت مالی وجود نداشته باشد، نظارت مردمی تقویت نشود و مدیریت شهری از سیاستزدگی فاصله نگیرد، این چرخه وعدههای توخالی احتمالاً ادامه خواهد داشت.
اولین دیدگاه را شما بنویسید