باید برای نسل جوان و امروزی گزارش کرد که سالهای نه چندان دور، آن زمان که هنوز تکنیک، پیشرفت چندانی نداشت و وسایل الکتریکی به مقدار بسیار محدود وارد بازار می شد ، بدلیل فقر ، همه ی خانواده ها توان خرید وسایل الکتریکی و الکترونیکی رو نداشتند. جارو برق هم یکی از محصولات الکتریکی مدرن بود که شاید تازه وارد بازار شده بود اما در شهری که من زندگی می کردم ، آن را ندیده بودم ولی اسمش را شنیده بودم.اکنون به انواع جارو و باورداشت های مردم چاف درباره آن می پردازیم
جارو و جارو کردن در گیلان و به ویژه لنگرود و مناطق اطراف آن، علی الخصوص منطقه زیبای چاف از جنس طبیعت بود که نه گاز می گرفت و نه لگد می زد. یعنی مردمان آن زمان با خلاقیت خودشان برای تمیز نگه داشتن محیط خانه و اتاق ها و حیاط ها و حتی بیرون از خانه از جاروهای گیاهی استفاده می کردند که انواع مختلف داشت.
صنعت جاروی گیاهی در زمانه ی خودش ، یکی از کارهای دستی و هنرمندانه ای بود که در تار و پود آن خلاقیت هنری جاری شده بود. بطوریکه در بازار ماهی فروشان لنگرود در قسمتی از بازار مغازه هایی بود که صاحبان حرفه و فن در کنار حصیر ، زنبیل ، طناب و تور ماهی گیری، جارو را در انواع مختلف به مشتریان عرضه می کردند و از این راه درآمدی کسب می نمودند.
انواع جارو در چاف
کولوش جارو : این جارو را از ساقه برنج درست می کردند و مردمان لنگرود و چاف به ساقه ی خشکیده برنج کولوش می گفتند. این نوع جارو را هنرمندان زبردست با مهارت خاصی ، کولوش را با سیم و یا نخ کلفت و محکم به شکلی می پیچیدند که انتهای جارو مثل موهای افشان زنی می شد که چون آبشار از شانه ها بر پشت زن جاری می شد.یعنی دسته اش باریک بود که در مشت جا می گرفت و انتهایش پهن بود که با حرکت دست می شد آشغال ها را در اتاق و حیاط خانه جمع کرد.
در شهر لنگرود به این نوع جارو سیبیلی یا اسبیلی جارو، در پاشاکی سیاهکل به آن دو به دو جارو می گفتند.
گورَز جارو : گورَز گیاهی بود مثل ذرت که ساقه اش بلند می شد و به جای دادن ذرت، در بالا و کاهگل ساقه، تاج یا خوشه ای از دانه های صورتی رنگ می داد که خوراک پرندگان بود. این نوع جارو را از ساقه ی همین گیاه درست می کردند که مردم چاف به آن گورَ ز جارو می گفتند.
گورَز جارو برخلاف کولوش جارو انتهایش مخروطی و مثل پنجه دستِ مشت کرده و یا باز کرده بود. گورَز جارو نسبت به کولوش جارو گرانتر هم بود.
مردم چاف، به تخم گیاه گورَز و با لهجه چافی “گورَز دونه” می گفتند که خوراک مرغ و یا پرندگان بود.
کیشخال : دو نوع جارویی که ذکر شد بیشتر برای جمع کردن آشغال در اتاق ها و ایوان خانه ها استفاده می شدند. اما برای حیاط خانه و حتی در خیابان و کوچه پس کوچه های محل از جاروهایی استفاده می کردند که مرغوبیت و دوام آن بیشتر بود. یکی از این جاروها که زیاد هم از آن استفاده می شد ، ” کیشخال” نام داشت.
این جارو همانگونه که از اسمش پیداست از شاخه درخت شمشاد درست می شد.
شاخه های تازه این درخت را به دور انتهایی چوبی می بستند و با آن حیاط خانه و کوچه را جارو می کردند. دلیل اینکه برای نظافت کوچه ها و خیابان ها از این نوع جارو استفاده می کردند آن بود که بسیار مقاوم بوده و زود از بین نمی رفت.
فرفره جارو : این نوع جارو بیشتر برای تمیز کردن سقف و دیوار خانه ها به کار می رفت. یعنی جاهائیکه بر اثر دود بخاری سیاه می شد و یا عنکبوت تار می تنید از این جارو استفاده می شد.
برای این کار بر انتهای چوبی بلند، کولوش یا ساقه گورَز را می پیچیدند و با آن جاهائیکه دستشان نمی رسید، مثل طاقچه ها و سقف و بالای دیوار و … را تمیز و گردوغبار روبی می کردند. دلیل اینکه به این نوع جارو فرفره جارو می گفتند این بود که هنگام گردگیری و جمع کردن تار عنکبوت از سقف ها ، صدای “فر” می داد.
باورداشتهای مردم لنگرود و بویژه چافی ها درباره جارو
یکی از این باورها این بود که شب ها هیچگاه جارو نمی زدند و معتقد بودند که بد است و برکت زندگی را از بین می برد. یا بور داشتند که اگر جارو را سربالا بگذارند، حتما” کسی از خانواده و همسایه ها خواهد مرد. یا اگر در حیاط یا اتاق خانه ای کسیکه جارو می کرد و یا جارو به پای کسی می خورد ، جارو کننده آب دهانش را روی جارو می ریخت تا از آسیب احتمالی به آن فردی که جارو به پایش خورده بود جلوگیری کند.
باور دیگر این بود که لاله ی گوش دختر بچه ای را در قسمت نرمش، با سوزن سوراخ می کردند تا بسته نشود و بتوانند گوشواره به گوش دختر آویزان کنند.
اولین دیدگاه را شما بنویسید