کاشت کنف در چاف قدیم

از آنجائیکه چاف یکی از مناطق بزرگ لاهیجان و بعدها لنگرود بوده است مردم آن قبل از کشت برنج، کنف می کاشتند و پرورش کرم ابریشم نیز رایج بود.

روس ها در انزلی و حسن کیاده سکنی داشتند و بیشتر آنها مشتری کنف منطقه چاف بودند. مردم چاف برای تجارت کنف با روس ها تا روستاهای اطراف انزلی نیز می رفتند چون مرکز بازار و انبار روس ها در آنجا قرار داشت .

 کنف از عمده محصولات کشاورزی در چاف و دیگر روستاهای اطراف ، قبل از کشت برنج بود که محصول به دست آمده از راههای مختلف حتی به کشورهای اروپایی هم صادر می شد. مصرف کنف بیشتر برای تهیه انواع طناب ( لافند) بوده است .

در چاف مردم پس از شخم زمین به وسیله ورزا و گاجمه، در ماه اردیبهشت دانه کنف را در زمین می پاشیدند.

دانه ها معمولاً تا 3 متر رشد می کردند. پس از گل کردن و دانه دادن، در ماههای مهر و آبان بوته ها ی کنف را با  ساتور از ته می بریدند و به صورت پشته هایی که قابل حمل باشد، سر و ته آن را می بستند و پشته ها را در مرداب های نزدیک باغ یا در سَل کنار و یا در چاه هایی که به همین منظور حفر می کردند ( کنف چاه ) به مدت 2تا3 ماه زیر آب می خواباندند تا الیاف موجود در پوست آن شل شده و به آسانی از ساقه جدا شود .

در اواخر پاییز و اوایل زمستان به صورت یاوری کنف کشی می کردند ، یعنی پوست یا الیاف را از ساقه جدا می کردند و ساقه های بدون پوست ( اشکل ) را به مصارف حصار حیاط خانه یا دیواره ی تلنبار و غیره و یا به جای نفت برای آتش زدن هیزم اجاق ها استفاده می کردند .

معمولا کنف های کوچکتر و نارس را با ریشه از زمین می کندند و بدون خیساندن در آب، پوست آن را جدا می کردند . الیاف پوست را پس از خشک شدن در آفتاب جهت تهیه نخ حصیر بافی ( حصیر لو ) استفاده می کردند.

نوع مخصوصی از کنف ( شیر کنف ) هم در چاف به مقدار کم کاشته می شد که از الیاف لطیف و بلند آن جهت تهیه نخ بافت دام های صیادی پرندگان و ماهی گیری استفاده می شد. گیاه شیرکنف با گیاه کنف، تفاوت اساسی داشت. قد آن بلند تر و ساقه آن ار ساقه گیاه کنف باریک تر بود. دانه شیر کنف شبیه دانه هل بود در حالی که دانه کنف تقریبا شبیه دانه عدس است.

 زنان زحمتکش در چاف قدیم، الیاف شیر کنف را پس از تبدیل به نخ، به صورت کلاف های مخصوصی‌در آورده و به قرار کیلویی 2 تا 5 ریال به کاسب های دوره گرد می فروختند و آنها هم به صورت هفتگی به بازار می بردند تا بفروشند .

تهیه شیرکنف کار بسیار سختی بود

ابتدا پوست آن را کنده و به دور انگشتان دست می پیچیدند وقتی پنج انگشت پر می شد، به صورت واحدهای انگشتی جدا می کردند . انگشتی ها را در آفتاب خشک کرده و با دوک دستی به نخ های باریک تبدیل می کردند ( می رشتند) سپس با دوک دیگری که بزرگتر بود ، نخ های رشته شده را دوباره می رشتند ( وارشتن ) . آنگاه نخ های تابیده را به صورت کلاف در آورده و در آب گرم می پختند تا پوسته ها و الیاف نرم شوند بعد کلاف های پخته را روی کنده ای گذاشته و در حالی که آب سرد رویش می ریختند، با کوبه ای چوبی می کوبیدند. این کار باعث می شد تا الیاف تمیز به دست آید وپوسته ها زائد با آب شسته شود. در نتیجه الیاف لطیف و سفید کلاف پیچ شده به دست می آمد تا بفروشند.

 بافندگان دامها و تورها ، این کلاف های شیر کنف را خریده و دام شکار پرنده و سالی و غیره می بافتند .

 گذرعمر همه آداب و رسوم و روش های زندگی ما را تغییر داد و حتی نسل ما آدم ها را. زندگی می کنیم بدون اینکه ورقی بر صفحات ذهن بزنیم که اسلاف و گذشتگان ما در چاف چگونه زندگی کرده اند.

اما حقیر که چهل و سه ساله هستم هیچ‌وقت در چاف کنف و کنف‌باغ و کنف‌باغ‌کول ندیدم. پس این اطلاعات ارزنده و اتفاقات رخ‌داده متعلق به حدود نیم‌قرن قبل است. انگار مرور زمان، ارزش و قیمت این خاطرات را بیشتر می‌کند مثل تمبری که هرچه بر عمرش افزوده شود، ارزشمندتر گردد.

یکی از کهنسالان چاف می گفت :کاشت کنف قبل از برنج در چاف حدوداَ به 50 سال قبل بر می گردد. زمانی که خشکسالی بود و نهر یا کانالی وجود نداشت تا آب از آنجا به طرف زمین های مردم سرازیر شود تا کشت برنج انجام شود.

    اولین دیدگاه را شما بنویسید

ارسال دیدگاه