رابینو که بود؟

چاف

هاسنت لویی رابینو (Hyacinth Louis Rabino)، که در ایران بیشتر با نام «رابینو» شناخته می‌شود، یکی از برجسته‌ترین شرق‌شناسان، مورخان و دیپلمات‌های بریتانیایی بود که نقش بسیار مهمی در ثبت تاریخ، جغرافیا و فرهنگ مناطق شمالی ایران، به ویژه گیلان و مازندران، ایفا کرد. او در سال ۱۸۷۷ میلادی در شهر لیون فرانسه در خانواده‌ای با اصالت ایتالیایی (پیمونتی) متولد شد و در سال ۱۹۵۰ در پاریس درگذشت. رابینو در اوایل قرن بیستم میلادی به عنوان نایب‌کنسول بریتانیا در رشت خدمت کرد و در همین دوران بود که شیفته‌ی فرهنگ، طبیعت و تاریخ این خطه از ایران شد.

در تاریخ مطالعات منطقه‌ای و بومی ایران، نام گیلان با نام یک دیپلمات و پژوهشگر خستگی‌ناپذیر اروپایی گره خورده است: هاسنت لویی رابینو دی بورگوماله.

رابینو که از سال ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۲ میلادی (مقارن با اواخر دوران قاجار و اوایل جنبش مشروطیت) به عنوان نایب‌کنسول بریتانیا در شهر رشت مستقر بود، برخلاف بسیاری از دیپلمات‌های هم‌عصر خود، تنها به امور سیاسی و گزارش‌های خشک کنسولی اکتفا نکرد. او با نگاهی کنجکاو، علمی و انسان‌شناسانه، وجب به وجب خاک گیلان را پیمود و اثری را خلق کرد که تا به امروز، معتبرترین و جامع‌ترین منبع در زمینه «گیلان‌شناسی» محسوب می‌شود. کتاب معروف او با عنوان «ولایات دارالمرز ایران: گیلان» (Les provinces caspiennes de la Perse: Le Guîlân)، گنجینه‌ای بی‌بدیل از اطلاعات تاریخی، جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی است.

رابینو زمانی پا به گیلان گذاشت که ایران در تب و تاب مشروطیت می‌سوخت و گیلان یکی از کانون‌های اصلی این تحولات سیاسی بود. با این حال، رابینو در کنار انجام وظایف دیپلماتیک و رصد اوضاع سیاسی منطقه برای دولت متبوعش، شیفته‌ی طبیعت بکر، جنگل‌های انبوه، و پیشینه‌ی تاریخی پرفراز و نشیب این خطه شد. گیلان در آن زمان، منطقه‌ای با اقتصاد پویا (مبتنی بر تولید ابریشم و برنج) و دروازه‌ی ارتباطی ایران با اروپا از طریق روسیه و دریای کاسپین بود.

رابینو به سرعت متوجه کمبود منابع مکتوب و مستند درباره‌ی تاریخ محلی و جغرافیای دقیق این منطقه شد. بنابراین، تصمیم گرفت شخصاً دست به کار شود. او زبان فارسی را به خوبی فرا گرفت و حتی با گویش‌های محلی گیلکی نیز آشنایی پیدا کرد تا بتواند بدون واسطه با مردم کوچه و بازار، کشاورزان، و معتمدین محلی ارتباط برقرار کند.

آنچه کار رابینو را از سایر سفرنامه‌نویسان اروپایی متمایز می‌کند، روش‌شناسی دقیق و میدانی اوست. سفرنامه‌های معمول اروپاییان در آن دوران اغلب شامل مشاهدات گذرا از مسیر ترانزیتی انزلی به تهران بود. اما رابینو به جای ماندن در عمارت کنسولگری در رشت، چکمه‌های سفر به پا کرد و به دورافتاده‌ترین روستاها، کوهستان‌ها و جلگه‌های گیلان سفر کرد.

او با اسب و قاطر و گاه پیاده، از کوه‌های تالش در غرب تا قله‌های اشکور در شرق گیلان را پیمود. در این سفرها، رابینو به چند کار اساسی می‌پرداخت:

۱. ثبت موقعیت جغرافیایی و راه‌ها: او فواصل بین روستاها، رودخانه‌ها، پل‌ها و مسیرهای مالرو را با دقت ثبت می‌کرد.

۲. کتیبه‌خوانی و بررسی بقاع متبرکه: رابینو به هر مسجد، امامزاده یا بنای تاریخی که می‌رسید، کتیبه‌های آن را می‌خواند و یادداشت می‌کرد. او متوجه شد که بخش مهمی از تاریخ محلی گیلان در دل این کتیبه‌های چوبی و سنگی نهفته است.

۳. جمع‌آوری سکه‌ها: او به عنوان یک سکه‌شناس قهار، سکه‌های ضرب شده توسط حکومت‌های محلی گیلان (مانند آل کیا و آل اسحاق) را جمع‌آوری و بررسی کرد که بعدها پایه‌گذار شناخت تاریخ دودمان‌های محلی شد.

۴. مصاحبه با مطلعین محلی: او با روحانیون، اربابان، دهقانان و ریش‌سفیدان به گفتگو می‌نشست و شجره‌نامه‌ها، افسانه‌ها و روایات شفاهی آنان را مکتوب می‌کرد.

در یادداشت‌های رابینو، گیلان به صورت یک تابلوی زنده و پرجزئیات به تصویر کشیده شده است. او گیلان را به مناطق مختلفی چون بیه‌پیش (شرق سفیدرود) و بیه‌پس (غرب سفیدرود) تقسیم‌بندی کرده و برای هر بلوک و ناحیه، اطلاعات دقیقی ارائه می‌دهد.

رابینو در خصوص وضعیت اقتصادی گیلان به تفصیل سخن می‌گوید. او فرآیند نوغانداری (پرورش کرم ابریشم) را که در آن زمان شریان اصلی اقتصاد گیلان بود، با تمام جزئیات از کاشت توت تا پیله‌کشی شرح می‌دهد. همچنین به کشت برنج، صید ماهی در دریای خزر و مرداب انزلی، و وضعیت جنگل‌ها و قطع درختان می‌پردازد. او حتی آمار دقیق مالیات‌ها، میزان صادرات و واردات از بندر انزلی، و قیمت کالاهای اساسی را در کتاب خود آورده است که برای مورخان اقتصادی امروز ارزش بی‌نظیری دارد.

رابینو تنها به سنگ‌ها و اعداد علاقه‌مند نبود؛ او به انسان‌ها و سبک زندگی آنان نیز توجه ویژه‌ای داشت. در نوشته‌های او، می‌توان تصویر روشنی از معماری خانه‌های گیلانی با بام‌های گالی‌پوش (سقفی از ساقه‌های برنج یا نی)، نحوه پوشش مردان و زنان در مناطق جلگه‌ای و کوهستانی، رژیم غذایی مبتنی بر برنج و ماهی، و حتی بیماری‌های شایع آن زمان مانند مالاریا را یافت.

او به باورهای عامیانه، خرافات، مراسم مذهبی و جشن‌های محلی نیز پرداخته است. برای مثال، توصیفات او از بازارهای هفتگی در شهرهای مختلف گیلان، نشان‌دهنده پویایی اجتماعی و نقش مهم زنان در اقتصاد خانواده‌های گیلانی است؛ موضوعی که در سایر نقاط ایرانِ آن روزگار کمتر به چشم می‌خورد و توجه رابینو را به خود جلب کرده بود.

یکی از بزرگترین خدمات رابینو به گیلان، تدوین تاریخ حکومت‌های محلی این منطقه است. گیلان به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص و حصار کوه‌های البرز، تا پیش از دوره صفویه استقلال نسبی داشت و توسط دودمان‌های محلی اداره می‌شد. منابع تاریخی رسمی ایران توجه کمی به این دودمان‌ها داشتند.

رابینو با مطالعه‌ی نسخه‌های خطی کمیاب، فرمان‌ها، شجره‌نامه‌ها و ترکیب آن‌ها با داده‌های به دست آمده از کتیبه‌ها و سکه‌ها، توانست تاریخ سلسله‌هایی مانند «آل کیا» در لاهیجان و شرق گیلان، و «اسحاق‌وندان» در فومن و غرب گیلان را احیا کند. او نشان داد که چگونه این حکومت‌ها با یکدیگر و با حکومت‌های مرکزی در کشمکش بوده‌اند. او همچنین به تاریخ شهر رشت و چگونگی تبدیل شدن آن به مرکز گیلان پس از روی کار آمدن صفویان پرداخت.

حاصل سال‌ها تلاش، سفر و پژوهش رابینو در کتابی به زبان فرانسوی منتشر شد که بعدها توسط مترجمان زبردست ایرانی (از جمله زنده‌یاد جعفر خمامی‌زاده) به فارسی برگردانده شد. این کتاب ساختاری دایره‌المعارف‌گونه دارد. رابینو در این کتاب شهر به شهر و روستا به روستا پیش می‌رود و هر آنچه در مورد لاهیجان، رشت، فومن، انزلی، رودبار، تالش، آستارا و دیگر مناطق یافته است را ارائه می‌دهد.

این کتاب به قدری دقیق است که امروزه پژوهشگران برای یافتن نام روستاهایی که شاید امروز تغییر نام داده یا از بین رفته‌اند، یا برای دانستن اینکه یک بنای تاریخی در صد سال پیش چه وضعیتی داشته است، مستقیماً به کتاب رابینو مراجعه می‌کنند.

فعالیت‌های رابینو تنها به گیلان محدود نشد. او پس از گیلان به مازندران و استرآباد (گرگان امروزی) نیز سفرهایی داشت و کتاب «مازندران و استرآباد» را به نگارش درآورد که مکمل کار او در شمال ایران است. همچنین، او مقالات متعددی درباره‌ی روزنامه‌های ایران (به ویژه مطبوعات دوران مشروطه)، تاریخ دیپلماسی، و سکه‌شناسی ایرانی در مجلات معتبر شرق‌شناسی اروپا منتشر کرد.

با گذشت بیش از یک قرن از سفرهای رابینو به گیلان، هنوز هیچ اثری نتوانسته جایگزین پژوهش‌های او شود. او به عنوان یک خارجی، با عشقی عمیق و صبر و حوصله‌ای مثال‌زدنی، میراثی را برای ایرانیان حفظ کرد که شاید اگر او نبود، زیر غبار زمان و بی‌توجهی‌ها برای همیشه نابود می‌شد. بسیاری از کتیبه‌ها، بناها و مساجدی که رابینو در کتاب خود توصیف کرده، امروزه بر اثر حوادث طبیعی یا نوسازی‌های شهری از بین رفته‌اند و تنها سند وجودی آن‌ها، یادداشت‌های این دیپلمات بریتانیایی است.

هاسنت لویی رابینو نمونه‌ی بارزی از یک محقق عاشق و خستگی‌ناپذیر است. سفرهای او به گیلان، صرفاً یک ماموریت اداری نبود، بلکه یک سلوک علمی بود. او با قدم زدن در شالیزارهای مه‌آلود، عبور از جنگل‌های هیرکانی و نشستن پای صحبت مردمان محلی، روح گیلان را درک کرد و آن را در قالب کلمات برای آیندگان به یادگار گذاشت. امروزه، در هر محفل دانشگاهی و پژوهشی که سخن از تاریخ و فرهنگ شمال ایران به میان می‌آید، نام «رابینو» با احترام و تحسین برده می‌شود؛ مردی که اسرار سرزمین باران را به روی کاغذ آورد و خود بخشی از تاریخ این سرزمین شد.

    1 دیدگاه

  • پاسخ

    جمشید نیک پی

    شهریور 4, 1405

    یادش بخیر

ارسال دیدگاه