25 شهریور 1405
هوای چاف بارانی بود. آسمان خاکستری و سنگین، گویی قصد داشت تمام بغض سالیانش را روی این منطقه ی ساحلی خالی کند. در میان صدای…
بوی رطوبت و هوای شرجی، اولین چیزی بود که با باز کردن شیشه ماشین به مشام میرسید. آسمان اواخر شهریور ماه، رنگی خاکستری و سربی…
مه صبحگاهی، شبیه به کفنی خاکستری، روی ساحل چاف کشیده شده بود. صدای امواج خزر که با خشم به ماسهها میکوبیدند، تنها صدایی بود که…
آن شب ساحل چاف سرد و تاریک بود. آسمان به رنگ عمیق سیاه درآمده بود و ستاره ها مانند الماس های کوچک در دل تاریکی…