22 شهریور 1405
آن روزها که هنوز خبری از آهن و سیمان نبود، چاف بوی دیگری میداد. بوی خاک بارانخورده، بوی دود هیزم و از همه مهمتر، بوی…
«چاف» نامگذاری شده بود، اما هنوز رام نشده بود. زمین موعود، فرشی قرمز برایشان پهن نکرده بود؛ بلکه فرشی از خارهای درهمپیچیده و باتلاقهای فریبنده…
یاد باد آن روزگاران، یاد باد… زمستانهای چاف، تنها گذر فصلها نبود؛ بلکه فصلی از کتاب زندگی بود که با مرکب سفید برف و گرمای…
کاروان کوچک، خسته و زخمخورده، از جلگههای لاهیجان و رودبنه امروزی عبور کرده بود. هر چه به سمت شمال پیش میرفتند، هوا سنگینتر میشد. بوی…
جنگلهای انبوه کسما و صومعهسرا که پشت سر ماند، زمین زیر پای کاروان تغییر ماهیت داد. خاک سیاه و برگهای نمدار جنگلی، جای خود را…
روستای رادارکومه یکی از روستاهای کمتر شناخته اما مهم منطقه چاف و چمخاله در شهرستان لنگرود استان گیلان است. این روستا بهدلیل موقعیت جغرافیایی، پیشینه…
سحرگاه، پیش از آنکه خورشید بتواند مه غلیظ روی تالاب را بشکافد، آبکنار در سکوتی سنگین فرو رفته بود. تنها صدای گهگاه برخورد پارویی به…
تاریخ چاف از جایی آغاز میشود که زمین و آب در هم میآمیزند، جایی که مرز میان خشکی و دریا را نیهای بلند و در…
آنچه در ادامه میآید، بازگوییِ مفصل و داستانگونهی روایتی است که سالها در سینهی مردم چاف مانده، نسل به نسل نقل شده و امروز به…