25 شهریور 1405
در منطقه ی چاف، بعضی واژهها فقط اسم یک کار نیستند؛ بوی زندگی میدهند، رنگ فصل دارند و صدای جمعی یک منطقه را در خود…
در گذشته، در منطقه ی چاف، جایی که رطوبت هوا و بوی نم خاک شوره، گویی زمان را هم کُند کرده بود، مردی زندگی میکرد…
ماهها از پی هم میگذشتند و فصلها با رنگهایشان بر بوم بِکر چاف نقاشی میکردند. آن کلبههای اولیهی پوشیده از نی و گِل، که روزگاری…
شهر ساحلی چاف و چمخاله، با آن نوار ساحلی زیبا و پتانسیلهای گردشگری عظیم، همواره به عنوان نگینی در استان گیلان شناخته میشود. اما وقتی…
آن روزها که هنوز خبری از آهن و سیمان نبود، چاف بوی دیگری میداد. بوی خاک بارانخورده، بوی دود هیزم و از همه مهمتر، بوی…
صبح زود، وقتی هنوز خورشید کاملاً خودش را از پشت کوهها بیرون نکشیده بود، ننه سلیمه بیدار بود. صدای خروس همسایه، کربلایی غفور، مثل همیشه…
شهرداری چاف و چمخاله یکی از نهادهای مهم مدیریت شهری در شمال ایران است که در محدودهای ساحلی، گردشگرپذیر و در حال رشد فعالیت میکند.…
«چاف» نامگذاری شده بود، اما هنوز رام نشده بود. زمین موعود، فرشی قرمز برایشان پهن نکرده بود؛ بلکه فرشی از خارهای درهمپیچیده و باتلاقهای فریبنده…
یاد باد آن روزگاران، یاد باد… زمستانهای چاف، تنها گذر فصلها نبود؛ بلکه فصلی از کتاب زندگی بود که با مرکب سفید برف و گرمای…