درخت خُرمندی یا همان خرمالوی وحشی / جنگلی (با نام علمی Diospyros lotus)، یکی از کهنترین و اسرارآمیزترین درختان بومی جنگلهای هیرکانی شمال ایران، قفقاز و مناطق معتدل آسیاست. این گیاه در فرهنگ بومی گیلان و تاریخ اساطیری جهان جایگاهی ویژه دارد .
در گیلان و بهویژه مناطق شرق گیلان و تالش، این درخت به نامهای «اَربِه» (Arbe)، «اربا» یا «آمبر/آمبرو» شناخته میشود و محور یکی از قدیمیترین آیینهای پاییزی گیلان است.
یکی از زیباترین جلوههای همیاری و فرهنگ جمعی روستاییان گیلان، پخت «دوشاب اربه» در اواخر آبان و آذرماه است. این سنت سینهبهسینه به صدها سال پیش بازمیگردد .
بومیها معتقدند میوه ب اربه را باید با بخشی از چوب نازک آن از شاخه چید؛ زیرا معتقد بودند اگر کلاهک کاملاً جدا شود، هنگام لهکردن طعم تلخی پیدا میکند.
میوههای اربه را در وسیلهای چوبی به نام «لار» (تنه درخت توخالیشده به طول چند متر) میریزند. جالب اینجاست که در باور قدیمیها، تنه ی خود درخت اربه یا افرا برای ساخت لار مناسب است، چون معتقد بودند چوب برخی درختان دیگر شیره را تلخ میکند.
برای تهنشین شدن مواد زاید، گرفتن گَسی و زلال شدن شیره، از خاکستر الکشده استفاده میکنند. بر اساس تجربه سنتی، خاکستر سبوس برنج رنگ شیره را روشن و کهربایی، و خاکستر چوب جنگلی رنگ آن را عقیق و تیره میکند.
در زمستانهای مرطوب و سرد گیلان، برنجکاران و صیادان صبحها «کته دوشاب» یا کته با شیر داغ و دوشاب میل میکردند تا طبع سرد و رطوبت زمینهای کشاورزی را خنثی کرده و انرژی کار سخت روزانه را تأمین کند.
در باورهای شفاهی مردم شمال، خُرمندی یا همان اربه میوهای مغرور است؛ تا زمانی که سرمای سخت و شبنم یخزده (اولین یخبندان پاییز) به آن نزند، از شدت گس بودن اصلاً قابل خوردن نیست و تنها پس از بوسه ی سرما شیرین و نرم میشود.
شاید جالب باشد بدانید در زبان انگلیسی به این میوه Date-plum میگویند. این نام ترجمه ی تحتاللفظی کلمه فارسی «خرمالو» (خرما + آلو) است؛ زیرا دانشمندان گیاهشناسی غربی متوجه شدند ایرانیان این میوه را به دلیل اینکه جثه و ظاهر آن شبیه «آلو» و طعم شیرین و بافت میوه رسیده و خشکشدهاش شبیه «خرما» است، «خرمالو» نامیدهاند.
نام علمی سَرده ی این درخت، Diospyros ، از دو واژه یونانی گرفته شده است:
در یونان باستان این میوه را « میوه خدایان» لقب داده بودند، چرا که پس از خشک شدن، بافتی شهدآلود و طعمی شبیه شیرینیهای بهشتی پیدا میکرد.
صفت گونهای از این درخت، یعنی lotus، اشاره به ماجرای مشهور هومر در کتاب ادیسه دارد. زمانی که کشتی اولیس (ادیسیوس) به سرزمین «لوتوفاگها» (خورندگان لوتوس) میرسد، ملوانان او از میوهای فوقالعاده شیرین میخورند که باعث میشود همه ی غمها، رنجها و حتی شوق بازگشت به وطن را فراموش کنند. سالها در میان مورخان گیاهشناسی این بحث وجود داشت که میوه ی مستکننده و فراموشیآور هومر، احتمالاً همین خرمالوی وحشی (Diospyros lotus) بوده است.
در گرجستان به آن Karalioki و در کوهپایههای پاکستان و هند به آن Amlok میگویند. در این مناطق، میوهها را در زمستان روی پشتبامها خشک میکردند و به عنوان یکی از غنیترین ذخیرههای قندی زمستانی در دوران قحطی یا سفرهای طولانی کاروانی از آن بهره میبردند.
در باغبانی، اربه حکم «مادر و تکیهگاه» را دارد. خرمالوهای درشت گوجهای که امروزه در بازار میبینیم، ریشههای حساسی به سرما و نماتد دارند؛ بنابراین باغبانها بذر درخت وحشی خرمندی (همین درختی که عکس گرفتید) را میکارند و وقتی تنومند و مقاوم شد، پیوندک خرمالوی درشت را روی آن پیوند میزنند تا درختی پربار با ریشههای سرسخت و وحشیِ خرمندی به دست آید.
اولین دیدگاه را شما بنویسید