استاندار مازندران و جنگی که پایان ندارد

تا این جایی که سن و سال من قد می‌دهد و دیده‌ام، هنوز مدیری، وزیری، وکیلی و خلاصه اینکه کاره‌ای را ندیده‌ام که به‌علت ناکارآمدی یا اهمال در وظیفه از کار برکنار شده باشد. اما در عوض تا دلتان بخواهد دیده‌ام فلان مسئول را که ازقضا کارش را هم خیلی بهتر از دیگر همکارانش بلد بوده، فقط و فقط به‌دلیل عدم‌رعایت عادات معمول و مرسوم از کار برکنار کرده‌اند. آن هم چه عاداتی؟ عاداتی که هرچه بوده‌اند هیچ دخلی به کار و بار طرف نداشته‌اند. 

اگر در سالیان اول انقلاب به‌سر می‌بردیم، می‌گفتیم این اتفاقات طبیعی است اما اینکه پس از گذشت قریب به نیم‌قرن از پیروزی انقلاب هنوز هم در بر همن پاشنه‌ای می‌چرخد که پیش‌تر می‌چرخید، باید ترسید. از نفوذ، از سطحی‌نگری، از کاسبکاری مشتی از خدا بی‌خبر، از فراگیری ابتذال در همه سطوح مملکت‌داری و… الخ. به همین ماجرای استاندار مازندران توجه بفرمایید. یک لحظه تصور بفرمایید که استاندار مازندران به‌جای همین عبارت دردسرساز به خیلی‌های دیگر تأسی می‌کرد و با گفتن مشتی کلیات بی‌خاصیت روز خبرنگار را تبریک می‌گفت و والسلام. آیا کسی یقه او را می‌گرفت؟ 

اصلاً کسی به نحوه عملکرد او کاری داشت؟ اصلاً کسی جرأت داشت به بهانه دفاع از ارزش‌ها با این کلمات و عبارات سخیف از ایشان یاد کند و گذشته و حال او را زیر سوال ببرد؟ بگذریم از اینکه آنچه دستاویز جماعت پایداری‌چی و دوستان‌شان شد، ه یک جمله تقطیع‌شده هشت‌ثانیه‌ای بوده که این بزرگواران مدعی دین و دیانت اصلاً به ماقبل و مابعد آن جمله کاری ندارند. به توضیحات آقای استاندار هم کاری ندارند. 

بهانه‌ای یافته‌اند برای زدن و انداختن یک مدیر کارآمد که توانست در مدت‌کوتاهی مردم یک استان را امیدوار کند تا باور کنند که در دل این همه مصیبت، فاجعه، جنگ، تحریم و چوب لای چرخ دولت گذاشتن، هنوز هم می‌توان کاری صورت داد. به همین فضای مجازی رجوع کنید و ببینید مردم با همه مشکلاتی که بر سرشان آوار شده، چطور از خجالت تندروها و افراطی‌ها درآمده‌اند و از مدیری که دوستش می‌دارند به دفاع برخاسته‌اند. مردم برخلاف سیاست‌پیشه‌گان در موهومات سیر نمی‌کنند. 

منبع : روزنامه هم میهن

    اولین دیدگاه را شما بنویسید

ارسال دیدگاه