لیندسی گراهام که بود؟

لیندسی الین گراهام (Lindsey Olin Graham)، متولد ۹ ژوئیه ۱۹۵۵، یک سیاستمدار و وکیل آمریکایی است که از سال ۲۰۰۳ به عنوان سناتور ارشد ایالات متحده از ایالت کارولینای جنوبی خدمت می‌کند. او یکی از اعضای برجسته و شناخته‌شده‌ی حزب جمهوری‌خواه در سنای آمریکا است و در طول دوران حضورش در کنگره، نقش‌های کلیدی در کمیته‌های مختلف، از جمله کمیته قضایی (که مدتی ریاست آن را بر عهده داشت)، کمیته نیروهای مسلح، کمیته تخصیص بودجه و کمیته بودجه ایفا کرده است.

لیندسی گراهام در شهر سنترال در ایالت کارولینای جنوبی به دنیا آمد. او مدرک کارشناسی خود را در رشته روانشناسی و دکترای حقوق خود را از دانشگاه کارولینای جنوبی دریافت کرد. پیش از ورود به دنیای سیاست، او به عنوان وکیل نظامی (JAG) در نیروی هوایی ایالات متحده خدمت کرد و سال‌ها در رزرو نیروی هوایی حضور داشت تا اینکه در سال ۲۰۱۵ با درجه سرهنگی بازنشسته شد.

فعالیت سیاسی او در سطح ملی از سال ۱۹۹۵ با انتخاب به عنوان نماینده حوزه انتخابیه سوم کارولینای جنوبی در مجلس نمایندگان آمریکا آغاز شد. او در سال ۲۰۰۲ برای ورود به سنا رقابت کرد و جانشین استروم تورموند، سناتور باسابقه آمریکایی شد. در سنا، گراهام به سرعت خود را به عنوان یکی از صداهای تاثیرگذار در سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا مطرح کرد. او برای سال‌ها رابطه‌ای بسیار نزدیک با سناتور جان مک‌کین داشت و این دو به همراه جو لیبرمن، به عنوان چهره‌های مدافع حضور قدرتمند نظامی آمریکا در عرصه جهانی (موسوم به شاهین‌های سیاست خارجی یا Hawks) شناخته می‌شدند.

لیندسی گراهام یکی از سرسخت‌ترین منتقدان جمهوری اسلامی ایران در کنگره آمریکا به شمار می‌رود. رویکرد و مواضع او در قبال ایران را می‌توان در چند محور اصلی دسته‌بندی کرد که همواره بر پایه «فشار حداکثری»، مهار برنامه هسته‌ای و مقابله با نفوذ منطقه‌ای ایران استوار بوده است. در ادامه به تفصیل به این مواضع پرداخته می‌شود:

۱. مخالفت سرسختانه با برنامه هسته‌ای ایران و برجام

گراهام همواره برنامه هسته‌ای ایران را یکی از بزرگترین تهدیدات علیه امنیت ملی ایالات متحده و متحدانش، به ویژه اسرائیل، دانسته است.

توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ (برجام): در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما، گراهام یکی از مخالفان اصلی برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) بود. او معتقد بود که این توافق به جای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، تنها مسیر آن‌ها را به تعویق می‌اندازد و با آزادسازی میلیاردها دلار از دارایی‌های مسدود شده ایران، به این کشور اجازه می‌دهد تا از گروه‌های شبه‌نظامی در منطقه حمایت مالی کند.

خروج از برجام: در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ، گراهام از مشاوران غیررسمی و حامیان جدی رئیس‌جمهور در سیاست خارجی بود. او به شدت از تصمیم ترامپ در ماه مه ۲۰۱۸ مبنی بر خروج یک‌جانبه از برجام حمایت کرد و آن را گامی ضروری برای اصلاح اشتباهات دولت قبل خواند.

خطوط قرمز: گراهام بارها تاکید کرده است که آمریکا باید خطوط قرمز روشنی برای غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران تعیین کند و در صورت عبور ایران از این خطوط، واشنگتن باید آماده اقدام نظامی علیه تاسیسات هسته‌ای ایران باشد.

۲. حمایت از سیاست «فشار حداکثری» و تحریم‌ها

لیندسی گراهام همواره یکی از طراحان و حامیان اصلی لوایح تحریمی علیه ایران در سنا بوده است. او بر این باور است که تنها زبان زور و فشار اقتصادی می‌تواند رفتار منطقه‌ای و هسته‌ای ایران را تغییر دهد.

او از تحریم‌های نفتی، بانکی و تحریم مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی به شدت حمایت کرده و بارها دولت‌های مختلف آمریکا را ترغیب کرده است تا هیچ‌گونه معافیت تحریمی به خریداران نفت ایران ندهند.

گراهام معتقد است که کاهش درآمدهای ارزی ایران، مستقیماً توانایی این کشور را در تامین مالی گروه‌هایی مانند حزب‌الله لبنان، حماس و حوثی‌های یمن کاهش می‌دهد.

۳. مقابله با نفوذ منطقه‌ای و شبکه متحدان ایران

یکی از محورهای اصلی لفاظی‌های گراهام علیه ایران، نقش این کشور در خاورمیانه است. او نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را عامل اصلی بی‌ثباتی در منطقه می‌داند.

ترور قاسم سلیمانی: هنگامی که ارتش آمریکا در ژانویه ۲۰۲۰ قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه را در بغداد هدف قرار داد، لیندسی گراهام یکی از حامیان و مدافعان اصلی این تصمیم دونالد ترامپ بود. او این اقدام را یک ضربه پیشگیرانه و حیاتی برای حفاظت از نیروهای آمریکایی توصیف کرد.

گروه‌های نیابتی: گراهام همواره خواستار برخورد قاطع با شبکه‌ای از گروه‌های شبه‌نظامی تحت حمایت ایران در عراق، سوریه، لبنان و یمن بوده است. او بارها اعلام کرده است که در صورت حمله این گروه‌ها به نیروها یا منافع آمریکا در منطقه، واشنگتن نباید تنها به اهداف این گروه‌ها بسنده کند، بلکه باید مستقیماً زیرساخت‌ها و منافع ایران را هدف قرار دهد تا هزینه این حملات را برای تهران بالا ببرد.

۴. گزینه نظامی به عنوان اهرم فشار

در ادبیات سیاسی لیندسی گراهام، دیپلماسی بدون پشتیبانی یک تهدید نظامی معتبر، بی‌معناست. او به صراحت در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های خود از لزوم روی میز بودن گزینه نظامی علیه ایران سخن می‌گوید.

در مواقع تنش‌زا (مانند حملات به تاسیسات نفتی آرامکو در عربستان، یا حملات راکتی به پایگاه‌های آمریکایی در عراق و سوریه)، گراهام معمولاً اولین سناتوری است که پیشنهاد بمباران زیرساخت‌های حیاتی ایران، از جمله پالایشگاه‌های نفت این کشور را مطرح می‌کند.

او معتقد است که تنها ترس از نابودی ساختارهای اقتصادی و نظامی می‌تواند رهبران ایران را از اقدام علیه آمریکا و متحدانش بازدارد.

۵. ارتباط مواضع ضد ایرانی با حمایت از اسرائیل

نمی‌توان مواضع گراهام درباره ایران را بدون در نظر گرفتن حمایت بی‌قید و شرط او از اسرائیل تحلیل کرد. گراهام یکی از بزرگترین حامیان اسرائیل در کنگره آمریکاست و ایران را تهدیدی وجودی (Existential Threat) برای اسرائیل می‌داند.

او همواره بر لزوم حفظ «برتری کیفی نظامی» (QME) اسرائیل در منطقه تاکید داشته و تلاش کرده است تا تسلیحات پیشرفته‌تری در اختیار اسرائیل قرار گیرد تا بتواند در صورت نیاز، به طور مستقل با تهدیدات ناشی از ایران مقابله کند.

در پی آغاز جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳ (عملیات طوفان الاقصی توسط حماس)، گراهام بارها انگشت اتهام را به سوی ایران نشانه رفت و خواستار آن شد که آمریکا و اسرائیل در پاسخ به این حملات، مستقیماً ایران را نیز پاسخگو کنند، چرا که از دیدگاه او حماس بدون حمایت مالی و لجستیکی ایران قادر به انجام چنین حمله‌ای نبود.

لیندسی گراهام در عرصه سیاست خارجی آمریکا نمایانگر تفکر بازدارندگی از طریق قدرت (Peace through strength) است. در رابطه با ایران، او به دیپلماسی با جمهوری اسلامی بی‌اعتماد است و همواره خواستار رویکردی تهاجمی‌تر شامل تحریم‌های فلج‌کننده، انزوای دیپلماتیک و تهدید به استفاده از نیروی نظامی بوده است. مواضع او بازتاب‌دهنده بخش سنتی و مداخله‌گرای حزب جمهوری‌خواه است که حفظ هژمونی آمریکا و دفاع قاطع از متحدان منطقه‌ای (به ویژه اسرائیل) را در اولویت سیاست‌های واشنگتن در خاورمیانه قرار می‌دهد.

لیندسی گراهام در ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۶ بر اثر یک بیماری کوتاه و ناگهانی به درک واصل شده است. در ۱۲ ژوئیه، یافته‌های اولیه پزشکی قانونی واشینگتن، دی.سی. نشان داد که گراهام بر اثر دایسکشن آئورت به دلیل بیماری قلبی عروقی تصلب شرایین درگذشته است.

    اولین دیدگاه را شما بنویسید

ارسال دیدگاه